نابودی عمدیِ تمام یا بخش قابلتوجهی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی
مثالهای طبیعی
The tribunal examined extensive evidence of genocide.
دادگاه شواهد گستردهای دربارهٔ نسلکشی را بررسی کرد.
Researchers documented a genocide that displaced entire communities.
پژوهشگران یک نسلکشی را مستند کردند که جوامع کاملی را آواره کرد.
Preventing genocide requires early recognition of escalating violence.
پیشگیری از نسلکشی به شناسایی زودهنگام خشونتِ رو به تشدید نیاز دارد.
نکتهٔ کاربردی
`Genocide` اصطلاحی مشخص در حقوق و تاریخ است و نباید برای خشونت یا بیعدالتی عادی بهصورت کلی استفاده شود.
