آدابِ ظریف و مؤدبانه و ظاهری که از احترام و جایگاهِ اجتماعیِ موجه حکایت میکند.
مثالهای طبیعی
Her quiet gentility impressed the visiting dignitaries.
وقارِ متشخصانه و آرامِ او مقامهای مهمان را تحتِ تأثیر قرار داد.
The family cultivated an air of gentility despite its poverty.
خانواده با وجودِ فقر، ظاهرِ موقر و آبرومندی برای خود حفظ میکرد.
Their pretensions to gentility collapsed during the argument.
ادعاهای آنها دربارهٔ تشخص و نزاکت هنگامِ مشاجره فرو ریخت.
نکتهٔ کاربردی
Gentility به تشخصِ ظاهری و آدابِ طبقهٔ مرفه اشاره میکند و گاهی کنایهآمیز است؛ از آن نمیتوان مهربانیِ واقعی را نتیجه گرفت.
