مهربان، آرام و مراقب اینکه باعث آسیب یا ناراحتی کسی نشویم
مثالهای طبیعی
She was gentle with the frightened child.
او با کودک ترسیده با ملایمت رفتار کرد.
Use a gentle voice around the horse.
نزدیک اسب با صدایی ملایم صحبت کن.
He became gentler with experience.
با افزایش تجربه، رفتار او ملایمتر شد.
نکتهٔ کاربردی
`Gentle` اغلب رفتار، لمس، صدا یا حرکتی را توصیف میکند که از آسیب یا ناراحتی جلوگیری میکند.

