معنی ۱neutral · 86%
با نرمی و احتیاط، بدون بهکاربردن نیروی زیاد.
مثالهای طبیعی
Please close the door gently.
لطفاً در را آرام ببند.
The nurse gently cleaned the cut.
پرستار زخم را بهآرامی تمیز کرد.
He held the kitten more gently this time.
این بار بچهگربه را با ملایمت بیشتری در دست گرفت.
نکتهٔ کاربردی
پس از be صفت gentle میآید، اما برای بیان چگونگی انجام یک کار از قید gently استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— ملایم صحبتکردن
