واقعی و دقیقاً همان چیزی که ادعا میشود، نه جعلی یا مصنوعی
مثالهای طبیعی
The seller confirmed that the watch was genuine.
فروشنده تأیید کرد که ساعت اصل است.
Experts identified the painting as a genuine original.
کارشناسان تشخیص دادند که این نقاشی یک اثر اصل و اصیل است.
Police checked whether the passport was genuine.
پلیس بررسی کرد که آیا گذرنامه واقعی و معتبر است یا نه.
نکتهٔ کاربردی
وقتی اصالت مهم است، بهویژه دربارهٔ اشیا، اسناد، محصولات یا آثار هنری، از `genuine` استفاده کنید.
