معنی ۱neutral · 87%
از نظر موقعیت مکانی، محدودهٔ جغرافیایی یا پراکندگی در مکانهای مختلف.
مثالهای طبیعی
The two towns are geographically close.
این دو شهر از نظر جغرافیایی به هم نزدیکاند.
Our subscribers are geographically dispersed across several regions.
مشترکان ما از نظر جغرافیایی در چندین منطقه پراکندهاند.
Geographically, the island is isolated from its neighbors.
این جزیره از نظر جغرافیایی از همسایگانش جدا افتاده است.
نکتهٔ کاربردی
این قید دربارهٔ مکان و پراکندگی است و ربطی به ارتباط از طریق تلگراف ندارد.
