حرکتی با دست، سر یا بدن که یک فکر یا احساس را منتقل میکند
مثالهای طبیعی
He made a quick gesture toward the empty chair.
او با اشارهای سریع به صندلی خالی اشاره کرد.
Her gesture clearly showed that she wanted silence.
اشارهٔ او بهوضوح نشان داد که سکوت میخواهد.
Simple gestures helped us communicate despite the language barrier.
با وجود مانع زبانی، اشارههای ساده به ما کمک کردند با هم ارتباط برقرار کنیم.
نکتهٔ کاربردی
این معنی به حرکت قابلدیدن بدن اشاره دارد، نه به پیام گفتاری.

