معنی ۱neutral · 84%
از نظر ظاهر یا حرکت ترسناک، شبیه روح بودن.
مثالهای طبیعی
A ghostlike figure appeared behind the curtain.
پیکری روحمانند پشت پرده ظاهر شد.
The trees looked ghostlike in the thick mist.
درختها در مه غلیظ شبحوار به نظر میرسیدند.
Her reflection seemed more ghostlike than the original image.
بازتاب تصویر او در آینه از خودِ تصویر هم شبحوارتر به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در توصیفهای ادبی و تصویری به کار میرود و لزوماً ادعا نمیکند که روح واقعاً وجود دارد.
