معنی ۱neutral · 88%
بسیار بزرگ
مثالهای طبیعی
A giant turtle moved slowly across the beach.
لاکپشتی غولپیکر بهآرامی از ساحل عبور کرد.
The screen looked like a giant television.
صفحهنمایش شبیه یک تلویزیون غولپیکر بود.
They ordered a giant pizza for everyone.
آنها برای همه یک پیتزای غولپیکر سفارش دادند.
نکتهٔ کاربردی
`Giant` در نقش صفت معمولاً مستقیماً پیش از اسم میآید.
ترکیبهای رایج
— صفحهنمایشی بسیار بزرگ

