معنی ۱neutral · 95%
چیزی که بدون دریافت پول به کسی داده میشود، اغلب به مناسبت یک رویداد خاص
مثالهای طبیعی
I bought a gift for my sister.
برای خواهرم یک هدیه خریدم.
This watch was a gift from my parents.
این ساعت هدیهای از طرف والدینم بود.
The children opened their gifts after breakfast.
بچهها بعد از صبحانه هدیههایشان را باز کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای گیرنده از gift for و برای شخصی که هدیه را داده است از gift from استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— هدیهای برای تولد یک شخص

