معنی ۱neutral · 86%
از نظر اندازه فوقالعاده بزرگ
مثالهای طبیعی
The gigantic ship blocked our view of the harbor.
کشتی غولپیکر جلوی دید ما به بندر را گرفت.
How did they lift such a gigantic stone?
چطور توانستند چنین سنگ عظیمی را بلند کنند؟
An elephant looked gigantic beside the small car.
فیل در کنار خودروی کوچک غولآسا به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
Gigantic خودش بزرگیِ بسیار زیاد را میرساند؛ very gigantic معمولاً تکرار بیمورد است.
