معنی ۱neutral · 90%
اندامی که به ماهی یا جانور آبزی برای نفس کشیدن در آب کمک میکند
مثالهای طبیعی
The fish moved its gills rapidly.
ماهی آبششهایش را بهسرعت حرکت میداد.
A fish uses its gills to absorb oxygen.
ماهی با آبششهایش اکسیژن جذب میکند.
The damaged gill made breathing difficult for the fish.
آبشش آسیبدیده تنفس را برای ماهی دشوار کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
gill یک اندام تنفسی است و ماهیها معمولاً چند آبشش دارند. این اسم قابلشمارش است و جمع gills رایج است.
