معنی ۱neutral · 86%
ریشهٔ گیاهی با طعم تند و مشخص که در آشپزی و نوشیدنیها کاربرد دارد.
مثالهای طبیعی
Add a little ginger to the soup.
کمی زنجبیل به سوپ اضافه کن.
We bought fresh ginger at the market.
از بازار زنجبیل تازه خریدیم.
Does this tea contain ginger?
این چای زنجبیل دارد؟
نکتهٔ کاربردی
Ginger در کاربرد غذایی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ بهجای a ginger بگویید a piece of ginger.
ترکیبهای رایج
— ریشهٔ زنجبیل تازه و خشکنشده
