دارای ظاهر یا رفتاری که معمولاً به دختران کمسن نسبت داده میشود.
مثالهای طبیعی
Her girlish smile reminded us of childhood holidays.
لبخند دخترانهٔ او تعطیلات دوران کودکی را برایمان زنده کرد.
She still sounded girlish when discussing her school friends.
وقتی دربارهٔ دوستان مدرسهاش صحبت میکرد، صدایش هنوز دخترانه به گوش میرسید.
The pale ribbons made the outfit look more girlish.
روبانهای کمرنگ، لباس را دخترانهتر نشان میدادند.
نکتهٔ کاربردی
ممکن است برای رفتار جوانانه در هر سنی به کار رود؛ با دقت استفاده کنید، چون گاهی بر کلیشههای جنسیتی تکیه دارد.
