معنی ۱neutral · 87%
اندازهٔ دورِ پهنترین بخش بدن یا یک جسم.
مثالهای طبیعی
The oak had a girth of nearly four metres.
دور تنهٔ درخت بلوط نزدیک به چهار متر بود.
The trainer measured his waist girth.
مربی اندازهٔ دور کمر او را گرفت.
Researchers monitored increases in trunk girth over decades.
پژوهشگران افزایش اندازهٔ دور تنهٔ درختان را طی چند دهه زیر نظر داشتند.
نکتهٔ کاربردی
Girth اندازهٔ دور تا دور جسم است، اما diameter فاصلهٔ مستقیم از یک سوی آن تا سوی دیگر است؛ گاهی به اندازهٔ بدن هم اشاره میکند.
