معنی ۱neutral · 86%
کسی که چیزی را به فرد دیگری میدهد
مثالهای طبیعی
She is a generous giver to local charities.
او کمککنندهای سخاوتمند به خیریههای محلی است.
A thoughtful gift giver remembers what friends need.
کسی که بافکر هدیه میدهد، نیازهای دوستانش را به خاطر میسپارد.
Not every giver wants public thanks.
هر هدیهدهندهای انتظار تشکر علنی ندارد.
نکتهٔ کاربردی
برای اهدای خون یا عضو بدن و نیز جمعآوری رسمی کمکهای خیریه، donor از giver رایجتر است.
