معنی ۱neutral · 84%
دربارهٔ میوهای که با خیساندن یا پختن در شربت غلیظ شکر نگهداری شده است.
مثالهای طبیعی
The recipe calls for chopped glacé cherries.
در دستور پخت، به گیلاس شکراندود خردشده نیاز است.
She bought glacé ginger for the holiday cake.
او برای کیک تعطیلات، زنجبیل شکراندود خرید.
Glacé fruit decorated the top of the dessert.
روی دسر را با میوههای شکراندود تزئین کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد عمدتاً در آشپزی بریتانیایی رایج است و گاهی glace نوشته میشود. در انگلیسی آمریکایی candied fruit متداولتر است.
