glad
C2صفت/US /ɡlæd/ glăd; UK /ɡlæd/ glăd/
شادمان، شاد، خشنود
JadoLearn Dictionary
معنی glad به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شادمان، شاد، خشنود
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
خوشوقت، مشعوف شدن، مشعوف
سردماغ، خوشبخت، سرخوش
دلباز، دل زنده، شنگول
طربناک، پرنشاط، مسرت آمیز
روح افزا، نشاطآور، مفرح
دلگشا، خوشایند، خوش آیند
منحرف از حالت طبیعی؛ نابهنجار
ناموفق؛ عقیم؛ ناقص
تهی؛ بیاعتبار؛ صفر
ازی، مفعول منه، صیغه آلت
باکله
پرهیزکار، پرهیزگار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.