معنی ۱neutral · 87%
جذابیت و هیجانِ همراه با زیبایی، شهرت یا تجمل.
مثالهای طبیعی
The red carpet added glamour to the event.
فرش قرمز به مراسم جلوه و زرقوبرق بخشید.
She loves the glamour of old Hollywood films.
او عاشق جذابیت و شکوه فیلمهای قدیمی هالیوود است.
Even the small lobby had a touch of glamour.
حتی لابی کوچک هم کمی جلوه و شکوه داشت.
نکتهٔ کاربردی
Glamour جذابیتِ سبک و هیجان را میرساند؛ تصویری که گاهی واقعیت معمولیِ پشت آن را پنهان میکند.
