هنگام برخورد، از زاویهای به چیزی اصابت میکند و بهجای ضربهٔ مستقیم، تنها تماس نسبی برقرار میشود.
مثالهای طبیعی
The defender suffered a glancing blow to the temple.
مدافع ضربهای مورب به شقیقهاش خورد.
A glancing impact cracked the edge of the windshield.
برخوردی غیرمستقیم باعث ترک خوردن لبهٔ شیشهٔ جلوی خودرو شد.
They avoided serious injury despite a glancing collision.
آنها با وجود برخورد مورب دو وسیله، از آسیب جدی در امان ماندند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا glancing معمولاً پیش از اسم میآید؛ ترکیب glancing look معمولاً ساختاری متفاوت و مرتبط با فعل glance دارد.
