معنی ۱neutral · 89%
درهای کوچک و اغلب باریک میان تپهها که گاهی جویبار نیز از آن میگذرد.
مثالهای طبیعی
The trail winds through a wooded glen.
مسیر پیادهروی از میان درهای کوچک و پوشیده از درخت میپیچد.
At dawn, mist hung above the glen.
هنگام سپیدهدم، مه بر فراز دره معلق بود.
Their cottage stands beside a quiet glen.
کلبهٔ آنها کنار درهای کوچک و آرام قرار دارد.
نکتهٔ کاربردی
Glen بهویژه در توصیف مکانهای اسکاتلند رایج است؛ valley واژهای عمومیتر برای دره است.
