نور ملایم و یکنواختی که از چیزی میتابد.
مثالهای طبیعی
The glow of the fire lit their faces.
نور ملایم آتش صورتهایشان را روشن کرد.
A faint glow appeared beyond the hills.
پشت تپهها نور کمسویی پیدا شد.
Orange glows marked the distant streetlights.
نورهای نارنجی در دوردست جای چراغهای خیابان را نشان میدادند.
نکتهٔ کاربردی
این نور ممکن است از چیزی ساطع شود یا از سطحی بازتاب پیدا کند.
