معنی ۱neutral · 90%
عرضهٔ کالا یا محصول به مقداری بسیار بیشتر از میزان تقاضا یا مصرف.
مثالهای طبیعی
A glut of tomatoes drove prices down.
عرضهٔ بیش از حد گوجهفرنگی باعث افت قیمتها شد.
The city faces a glut of empty offices.
این شهر با مازاد شدید فضای اداری خالی روبهروست.
Another glut could leave retailers with unsold stock.
یک مازاد عرضهٔ دیگر ممکن است کالاهای فروشنرفتهای روی دست خردهفروشان بگذارد.
نکتهٔ کاربردی
Glut به عرضهٔ اضافی اشاره دارد، نه صرفاً مقدار زیادی کالا که خریداران بتوانند بهراحتی بخرند.
