وابسته به گنوسیگری؛ مجموعهای از جنبشهای دینی نخستین که بر شناخت معنوی ویژه تأکید داشتند.
مثالهای طبیعی
The exhibition included several Gnostic manuscripts.
در نمایشگاه، چندین نسخهٔ خطی گنوسی هم وجود داشت.
The communities described in the manuscript were Gnostic.
جوامعی که در نسخهٔ خطی توصیف شده بودند، گنوسی بودند.
The scholar traced Gnostic themes through the narrative.
پژوهشگر، مضامین گنوسی را در سراسر روایت پی گرفت.
نکتهٔ کاربردی
هنگام اشاره به این سنتهای دینی با حرف بزرگ نوشته میشود و بیشتر در متون تاریخی و دینپژوهی دیده میشود.
