معنی ۱neutral · 87%
نشاندهندهٔ ایمان و ارادت عمیق به خدا و تمایل به زندگی بر پایهٔ آموزههای دینی.
مثالهای طبیعی
She was known as a godly woman who helped neighbors.
او را زنی پرهیزگار میشناختند که به همسایههایش کمک میکرد.
He hoped to lead a godly life.
او امیدوار بود زندگی خداپسندانهای داشته باشد.
Even critics admitted that the pastor was godly.
حتی منتقدان نیز اعتراف میکردند که آن کشیش مردی پرهیزگار است.
نکتهٔ کاربردی
Godly به تعهد دینی اشاره دارد و الزاماً ادعا نمیکند که شخص هرگز اشتباه نمیکند.
