معنی ۱neutral · 83%
بر اثر شگفتی یا ناباوری، با چشمهای کاملاً باز به چیزی خیره شدن.
مثالهای طبیعی
The children goggled at the disappearing coin.
بچهها با چشمان گردشده به سکهای که ناپدید میشد خیره شدند.
He was goggling in disbelief at the total.
او با ناباوری و چشمهای گردشده به مبلغ نهایی زل زده بود.
Visitors goggle at the enormous glass sculpture.
بازدیدکنندگان با تعجب و چشمان باز به مجسمهٔ شیشهای عظیم خیره میشوند.
نکتهٔ کاربردی
فعل goggle کمکاربرد اما تصویری و گویاست؛ stare in amazement در انگلیسی روزمره رایجتر است.
