معنی ۱neutral · 95%
فلزی زرد و ارزشمند که برای جواهرات، سکه و اشیای دیگر استفاده میشود
مثالهای طبیعی
The ring is made of gold.
این انگشتر از طلا ساخته شده است.
People have valued gold for thousands of years.
مردم هزاران سال است که برای طلا ارزش قائل بودهاند.
Workers found some gold near the river.
کارگران نزدیک رودخانه مقداری طلا پیدا کردند.
نکتهٔ کاربردی
وقتی gold نام فلز است، غیرقابلشمارش است؛ بنابراین نگو a gold.
ترکیبهای رایج
— ساختهشده از فلز طلا

