معنی ۱neutral · 86%
پرندهٔ آبزی بزرگی با گردن بلند که گاهی در مزرعه پرورش داده میشود.
مثالهای طبیعی
A goose swam past us on the lake.
یک غاز در دریاچه شناکنان از کنارمان گذشت.
We saw six geese near the barn.
نزدیک انبار شش غاز دیدیم.
A flock of geese flew overhead.
دستهای از غازها از بالای سرمان پرواز کردند.
نکتهٔ کاربردی
جمع بیقاعدهٔ goose برابر geese است، نه gooses. در کاربرد عمومی، به غاز بالغ نر یا ماده اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— غازی که آزاد و در طبیعت زندگی میکند
