گفتوگوی غیررسمی دربارهٔ زندگی خصوصی دیگران که اغلب بر پایهٔ شایعه است.
مثالهای طبیعی
Office gossip spread quickly after the party.
بعد از مهمانی، شایعات محل کار بهسرعت پخش شد.
She refuses to repeat gossip about her neighbors.
او حاضر نیست حرفهایی را که پشت سر همسایههایش میزنند، بازگو کند.
Is that gossip, or did you hear it directly?
این فقط شایعه است یا خودت مستقیم شنیدهای؟
نکتهٔ کاربردی
Gossip در این معنی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ اما a gossip به شخصی گفته میشود که مرتب پشت سر دیگران حرف میزند.
