برش، فرورفتگی یا شیار عمیقی که در سطحی سخت ایجاد شده باشد.
مثالهای طبیعی
A long gouge marked the wooden table.
شیار بلندی روی میز چوبی افتاده بود.
The mechanic found a gouge in the door.
مکانیک یک شیار عمیق روی در پیدا کرد.
Falling rocks left several gouges along the trail.
سنگهای فروافتاده چندین شیار عمیق در امتداد مسیر بر جا گذاشته بودند.
نکتهٔ کاربردی
Gouge از خراش باریک و سطحی، عمیقتر و محسوستر است.
