نظام و فرایندهایی که بهوسیلهٔ آنها یک سازمان یا جامعه هدایت و کنترل میشود
مثالهای طبیعی
Strong governance reduced conflicts between managers and shareholders.
حکمرانی قوی تعارض میان مدیران و سهامداران را کاهش داد.
The report proposes reforms to local governance.
این گزارش اصلاحاتی را در حکمرانی محلی پیشنهاد میکند.
Students demanded a voice in the governance of the university.
دانشجویان خواستار نقش داشتن در حکمرانی دانشگاه شدند.
نکتهٔ کاربردی
`Governance` بر ساختارها و فرایندهای کنترل تمرکز دارد، نه صرفاً افرادی که در حال حاضر دولت را تشکیل میدهند.
