معنی ۱neutral · 90%
مقامی رسمی که رهبری یک ایالت، منطقه، مستعمره یا ناحیهٔ سیاسی مشابهی را بر عهده دارد
مثالهای طبیعی
The governor announced new funding for public transport.
فرماندار بودجهٔ جدیدی برای حملونقل عمومی اعلام کرد.
She was elected governor of the state last year.
او سال گذشته بهعنوان فرماندار ایالت انتخاب شد.
Several governors attended the regional economic meeting.
چند فرماندار در نشست اقتصادی منطقهای شرکت کردند.
نکتهٔ کاربردی
این نقش در کشورها متفاوت است؛ در برخی نظامها فرمانداران انتخاب میشوند و در برخی دیگر منصوب میشوند.

