معنی ۱neutral · 87%
وقار و آرامشِ دلنشین در حرکت، رفتار یا برخورد با یک موقعیت دشوار
مثالهای طبیعی
She accepted the criticism with remarkable grace.
او انتقاد را با وقار چشمگیری پذیرفت.
The dancer moved across the stage with grace.
رقصنده با ظرافت روی صحنه حرکت کرد.
He left office with grace despite the disappointment.
او با وجود ناامیدی، با متانت سمت خود را ترک کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Grace` اغلب هم ظرافت و هم خویشتنداری را تحسین میکند، بهویژه وقتی کسی زیر فشار رفتار شایستهای دارد.
