هر یک از تفاوتها یا مرحلههای اندک و پیاپی در فاصلهٔ میانِ دو درجه یا دو حالتِ متفاوت.
مثالهای طبیعی
Restorers detected faint gradations of blue beneath the varnish.
مرمتگران زیرِ لایهٔ جلا، تفاوتهای بسیار کمرنگِ سایههای آبی را تشخیص دادند.
The report recognised every gradation between approval and opposition.
گزارش تمامِ درجاتِ میانیِ میانِ موافقت و مخالفت را به رسمیت شناخت.
Her voice conveyed a delicate gradation of sadness.
در صدایِ او رگهٔ ظریفی از اندوه شنیده میشد.
نکتهٔ کاربردی
Gradation بر تفاوتهای پیوسته و تدریجی تأکید دارد؛ gradations به درجهها یا سایههای جداگانه اشاره میکند.
