بیشازاندازه جاهطلبانه، پرطمطراق یا عظیم جلوهگر، بهطوری که از حد واقعبینانه یا عملی فراتر میرود.
مثالهای طبیعی
The proposal contained grandiose promises but no budget.
پیشنهاد پر از وعدههای پرطمطراق بود، اما هیچ بودجهای نداشت.
The entrance looks grandiose beside the small building.
آن ورودی در کنار ساختمان کوچک، بیشازحد باشکوه و نمایشی به نظر میرسد.
He spoke in grandiose terms about changing the world.
او با عباراتی پرطمطراق دربارهٔ تغییر دادن جهان حرف میزد.
نکتهٔ کاربردی
Grandiose عموماً بار منفی دارد، در حالی که impressive و magnificent میتوانند تحسینآمیز باشند.
