معنی ۱neutral · 86%
پسرِ پسر یا دخترِ شخص.
مثالهای طبیعی
Their grandson starts school this autumn.
نوهٔ پسر آنها پاییز امسال مدرسه را شروع میکند.
I bought a puzzle for my grandson.
برای نوهٔ پسرم یک پازل خریدم.
Two grandsons visited her at the weekend.
آخر هفته دو نوهٔ پسر به دیدن او آمدند.
نکتهٔ کاربردی
نوهٔ پسر ممکن است فرزند پسر یا دختر شما باشد؛ نوهٔ دختر را granddaughter میگویند.
ترکیبهای رایج
— نوهٔ پسرِ کمسن
