معنی ۱neutral · 86%
پولی که سازمانی برای پشتیبانی از فعالیتی مشخص میدهد و معمولاً نیازی به بازپرداخت آن نیست.
مثالهای طبیعی
She received a research grant to study migration.
او برای مطالعهٔ مهاجرت کمکهزینهٔ پژوهشی دریافت کرد.
The council awarded grants to local charities.
شورای شهر به مؤسسههای خیریهٔ محلی کمکهزینه داد.
Their grant will cover the exhibition costs.
کمکهزینهٔ آنها هزینههای نمایشگاه را پوشش خواهد داد.
نکتهٔ کاربردی
grant با loan فرق دارد؛ چون معمولاً نباید بازپرداخت شود.
