به دانهها یا ذرات کوچک تبدیلشدن یا چیزی را به چنین دانههایی تبدیلکردن.
مثالهای طبیعی
The machine granulates plastic waste into reusable pieces.
این دستگاه ضایعات پلاستیکی را به دانههای قابلاستفادهٔ مجدد تبدیل میکند.
Sugar sometimes granulates when the syrup cools.
شکر گاهی وقتی شربت سرد میشود، دانهدانه میشود.
The workers granulated the mixture before packing it.
کارگران پیش از بستهبندی، مخلوط را به دانههای ریز تبدیل کردند.
نکتهٔ کاربردی
بیشتر در تولید صنعتی، آمادهسازی غذا و فرآوری مواد به کار میرود؛ معنای مربوط به بافت پزشکی جداست و اینجا آموزش داده نمیشود.
