تصاویر، نمودارها یا عناصر بصریِ رایانهای که برای ارائهٔ اطلاعات یا ایجاد جلوه استفاده میشوند
مثالهای طبیعی
The game's graphics look much better after the update.
گرافیکهای بازی پس از بهروزرسانی خیلی بهتر به نظر میرسند.
Clear graphics made the financial presentation easier to understand.
عناصر گرافیکیِ واضح باعث شدند ارائهٔ مالی آسانتر فهمیده شود.
The studio created realistic computer graphics for the final scene.
استودیو برای صحنهٔ پایانی گرافیکهای رایانهای واقعگرایانهای ساخت.
نکتهٔ کاربردی
`Graphics` معمولاً بهصورت جمعی به محتوای بصری، بهویژه در رایانش، طراحی، ارائهها و بازیها، اشاره میکند.

