معنی ۱neutral · 87%
پوشیده از علف یا چمنِ در حال رشد
مثالهای طبیعی
We rested on a grassy bank beside the stream.
کنار جویبار، روی شیبی پوشیده از چمن استراحت کردیم.
The park looks grassier after the spring rain.
پارک بعد از باران بهاری سرسبزتر و پرچمنتر به نظر میرسد.
A grassy field stretched behind the farmhouse.
پشت خانهٔ روستایی، دشتی پوشیده از علف گسترده شده بود.
نکتهٔ کاربردی
Grassy جایی را توصیف میکند که علف زیادی دارد، نه عملِ پرورشدادن علف را.
