معنی ۱formal · 85%
بدون پرداخت یا دریافت هیچ مبلغی.
مثالهای طبیعی
The museum admitted local pupils gratis.
موزه دانشآموزان محلی را بدون دریافت هزینه میپذیرفت.
The architect agreed to work gratis for the charity.
معمار پذیرفت که برای آن مؤسسهٔ خیریه رایگان کار کند.
The bakery distributed small samples gratis.
نانوایی نمونههای کوچکی را رایگان توزیع کرد.
نکتهٔ کاربردی
Gratis اندکی رسمی است؛ در گفتوگوی روزمره for free رایجتر است.
