احساس سپاسگزاری در برابر مهربانی، کمک یا چیزی که دریافت کردهایم.
مثالهای طبیعی
I want to express my gratitude for your support.
میخواهم بابت حمایتتان قدردانیام را ابراز کنم.
Her gratitude was clear in her speech.
قدردانی او در سخنرانیاش کاملاً آشکار بود.
Volunteers were met with genuine gratitude.
از داوطلبان با قدردانی صمیمانه استقبال شد.
نکتهٔ کاربردی
ساخت رایج gratitude to someone for something است؛ thankfulness معنایی نزدیک دارد.
