معنی ۱neutral · 85%
سنگی که روی قبر یا کنار آن قرار میگیرد و معمولاً نوشتهای بر آن حک شده است.
مثالهای طبیعی
Her grandfather’s name was carved on the gravestone.
نام پدربزرگش روی سنگ قبر حک شده بود.
We found an old gravestone behind the church.
پشت کلیسا یک سنگ قبر قدیمی پیدا کردیم.
Please keep the gravestones clear of fallen branches.
لطفاً شاخههای افتاده را از روی سنگقبرها جمع کنید.
نکتهٔ کاربردی
سنگ قبر محل دفن را مشخص میکند؛ یادبود ممکن است در جای دیگری قرار داشته باشد.
