رنج و اندوه عمیق عاطفی ناشی از مرگ، فقدان یا رویداد شخصی مهم دیگر
مثالهای طبیعی
Her grief remained intense months after the funeral.
ماهها پس از مراسم خاکسپاری، سوگ او همچنان شدید بود.
The community expressed grief over the sudden deaths.
جامعه از مرگهای ناگهانی ابراز اندوه کرد.
People process grief in very different ways.
افراد سوگ را به شیوههای بسیار متفاوتی تجربه و پردازش میکنند.
نکتهٔ کاربردی
`Grief` معمولاً غیرقابلشمارش و از `sadness` قویتر است.
