احساس غم عمیق کردن، بهویژه بهخاطر مرگ شخصی
مثالهای طبیعی
She grieved for her father after his death.
او پس از درگذشت پدرش برای او سوگواری کرد.
The whole town is grieving after the tragedy.
پس از آن فاجعه، تمام شهر عزادار است.
People grieve in different ways and at different speeds.
آدمها به شیوهها و با سرعتهای متفاوت سوگواری میکنند.
نکتهٔ کاربردی
grieve اغلب ناگذر است: people grieve. grieve for someone دربارهٔ فرد ازدسترفته و grieve over a loss دربارهٔ واقعهٔ فقدان است.
