معنی ۱neutral · 85%
اندوه عمیق داشتن، بهویژه پس از مرگ کسی.
مثالهای طبیعی
The grieving family asked for privacy.
خانوادهٔ سوگوار درخواست کردند حریم خصوصیشان رعایت شود.
Friends brought meals to grieving relatives.
دوستان برای بستگان داغدار غذا آوردند.
After the loss, the whole community was grieving.
پس از آن فقدان، تمام اعضای جامعه در سوگ بودند.
نکتهٔ کاربردی
این صفت دربارهٔ موضوعی حساس است؛ نباید فرض کرد همه به یک شکل سوگواری میکنند.
