معنی ۱formal · 87%
بسیار جدی و شدید، با پیامدهایی که آسیب، رنج یا ناراحتی فراوان ایجاد میکنند.
مثالهای طبیعی
The crash caused grievous injuries to two passengers.
این تصادف به دو مسافر جراحتهای بسیار شدیدی وارد کرد.
The inquiry uncovered a grievous failure of judgment.
تحقیقات از اشتباه فاحشی در قضاوت پرده برداشت.
For the village, the loss was grievous.
برای آن روستا، این فقدان بسیار جانکاه بود.
نکتهٔ کاربردی
Grievous از serious رسمیتر و شدیدتر است و صرفاً به معنی «غمگین» نیست.
