معنی ۱neutral · 89%
لبخندی پهن که بهوضوح شادی، سرگرمی یا واکنشی قوی را نشان میدهد
مثالهای طبیعی
A wide grin spread across his face.
لبخندی پهن روی صورتش نشست.
She answered with a confident grin.
او با لبخندی مطمئن پاسخ داد.
Their grins made the formal portrait feel unexpectedly relaxed.
لبخندهای پهن آنها باعث شد عکس رسمی بهطور غیرمنتظرهای صمیمی به نظر برسد.
نکتهٔ کاربردی
یک `grin` معمولاً از یک لبخند عادی پهنتر و بیانگرتر است.
