معنی ۱neutral · 90%
لبخندی پهن زدن، معمولاً از روی شادی، سرگرمی یا اعتمادبهنفس
مثالهای طبیعی
He grinned when he heard the result.
وقتی نتیجه را شنید، لبخند پهنی زد.
She grinned at me across the table.
او از آن سوی میز به من لبخند زد.
The players were grinning with relief after the match.
بازیکنان پس از مسابقه از سر آسودگی لبخند میزدند.
نکتهٔ کاربردی
`Grin` معمولاً لازم است؛ وقتی حالت چهره به سوی فردی است از `grin at someone` استفاده کنید.
