معنی ۱neutral · 90%
چیزی را محکم و مطمئن گرفتن
مثالهای طبیعی
She gripped the rail as the platform moved.
وقتی سکو حرکت کرد، او نرده را محکم گرفت.
Grip the handle tightly until the vehicle stops.
تا زمانی که خودرو متوقف شود، دستگیره را محکم بگیرید.
He was gripping the folder with both hands.
او پوشه را با هر دو دست محکم گرفته بود.
نکتهٔ کاربردی
`Grip` در معنی فیزیکی متعدی است، بنابراین مفعول را مستقیماً و بدون حرف اضافه میگیرد.
ترکیبهای رایج
— چیزی را بسیار محکم گرفتن
